بین این همه غریبه تو به آشنا می مونی

حرفهای تلخی که دارم . من نگفته تو می دونی

من پر از حرفهای تازه . عاشق گفتن و گفتن

تو با درد من غریبه . اما تشنه ی شنفتن

صدای ترد شکستن . مثل گریه با صدامه

تلخی هق هق گریه . طعم تلخ خنده هامه

گرمی دست نوازشگر تو . مرهم زخمای کهنه ی منه

تپش چشمه ی خون تو رگ من

تشنه ی همیشه با تو بودنه

مل مل ابری دستات . پر رحمت مثل بارون

ساکت نجیب چشمات . پر غربت بیابون

واسه این تن برهنه . ناز دست تو لباسه

حس گرم با تو بودن . مثل رویا ناشناسه

در جواب نامه ی تو نارفیق از تو نوشتم – ابی
مشاهده

مثل حس کردن و دیدن . عاشق منظره هایی

دشمن ساده و پاک . پرده ی پنجره هایی

ایران لیریکال - iranlyrical.ir
لینک کوتاه : http://iranlyrical.ir/?p=7055