دلم گرفته هموطن هوای موندن ندارم

نشسته غصه تو قلب من نوای خوندن ندارم

گذشت وقت جوونی سفر رفت مهربونی

شدم زندونی غم تو با من همزبونی

ز غربت خیلی خسته م تو دردمو میدونی

تویی همخون و جون من تو با غم آشنایی

وطن خون و غرور من برام مرگه جدایی

ای وای بر دل من طلسم مشکل من

اگه وطن نباشه کجا آب و گل من

از این بهار پر گل خزون شد حاصل من

اگه یه روزی غم بره خنده بیاد ماتم بره

دوباره این دل پر می گیره زندگی رو از سر می گیره

اگه تنم رها بشه درای بسته وا بشه

من کویرم دشت تب کرده ی پیرم – ابی
مشاهده

دوباره این دل پر می گیره زندگی رو از سر می گیره

ایران لیریکال - iranlyrical.ir
لینک کوتاه : http://iranlyrical.ir/?p=7075