متن آهنگ بچگی آئین
[اینترو]
یادم میاد با بچه ها که جمع میشدیم
بچه که بودیم، همون ده دیقه یه ربع زنگ تفریح
وقتی چیزایی که از بوفه گرفته بودیمو با هم تقسیم میکردیم
نمیدونستیم که ده سال دیگه شاید روبرو هم باشیم
نه کنار هم!
[ورس یک]
غلط میگیرم از خودم، یاد میگیرم از بدخواهم
از چیزایی که نگفتم سخن، میکنتم سگ اخلاق
پرخاش میکنم میکنه طرف داغ
منم خیلی چیزا واسه کشیدن دارم
هست سیگار تا زیپِ شلوارم
لات شم قول میدی بشه قداره ام
پاک شم میشی فواره ام
تووم بشینن عشاقِ جوان
جاری بشن عینِ آب روان
به خود بپرداز دِینتو
به ما چه که خوار کی * شد
عاشقش هنوز بلند میشه با فکرش صبح
نذار با مزخرفات بشه ذهنت پُر
وقتی ملت گیرِ دو تا رنگه
بچت اژ رنگین کمان چی میفهمه
از بس گاف دادی رفتی به کاف
عبرت بگیر، بنویس بزن به درِ یخچال
هر وقت گشنت شد بری سمتش
واسه پُر کردنِ شیکم نه مغزت
حوصلمو نداری چون راست میگم
چون هر کیو دیدی زود ماسک میزد
تو پخته تر شدی و دوستات بی جنبه
کی دیگه الآن عینِ روسا میجنگه
واسه تو واسه خودش یا هم خون
چرا خیلی چیزا در نمیاد با عقل جور
با هم بودنو بلد نیستیم
در نمیاریم سر از هیچی، ولی خوب تز میدیم
چون به رهِ صد ساله زود رسیدیم
[کورس]
هرچی که جمع کردیم
گذاشتیم واسه بعدِ زمستون فروردین
نگاهم میکنن میگن به من ردی
ایشون مجریه، بشین رو صندلی
اشک بریز، هر چقدر که بلدی
هر چقدر که بلدی
هرچی که جمع کردیم
گذاشتیم واسه بعدِ زمستون فروردین
نگاهم میکنن میگن به من ردی
ایشون مجریه، بشین رو صندلی
اشک بریز، هر چقدر که بلدی
هر چقدر که بلدی
[ورس دو]
سرتو گرم میکنی با چی؟
بگم؟ برنخوره با غرورِ حاجی
مگه قرونِ وسطی ست
چی توو خونه ی دزداست
کتابِ خیلیا تجربه است
خیلیا چهارتا کافیشون نیست
و پیِ عنصرِ پنجمن
خیلیا باختن ولی داور دستشونو کرد بلند
خیلیا خودخواه بودن، سرد
عینِ پیکرِ بی جون
کدخدا بودن افتادن از دهکده بیرون
هیشکی سرِ جاش نیست
حتی اون که میگن هست توو کارش زبده
اعلام حضور میکنه با یه سرفه
اینا همه نتیجه حرفایِ مفته
فقط بعضیا چیزی که گفتن بودن
خشابشون خالی نبود وقتی گفتن عینِ تفنگ پُرن
آینده محوه کاش بشه پُر رنگ
ذوق کنی براش مثِ شکوندن قلک
خبری از جنگِ ستارگان نی
کسی دیگه نمیاد به سانِ گاندی
میخوای فرهیخته شی یا فرمان روا
میخوای توو جمع باشی یا تک و تنها
همه جوره باهات راه میام
مکمل میشم آلیاژ
شاید با هم یه چیزی ساختیم
که صد تا فارغ التحصیل از شریف
نتونه نقششو رسم کنه
یاد بگیر نه از من نه دیگران از خودت
[کورس]
هرچی که جمع کردیم
گذاشتیم واسه بعدِ زمستون فروردین
نگاهم میکنن میگن به من ردی
ایشون مجریه، بشین رو صندلی
اشک بریز، هر چقدر که بلدی
هر چقدر که بلدی
هرچی که جمع کردیم
گذاشتیم واسه بعدِ زمستون فروردین
نگاهم میکنن میگن به من ردی
ایشون مجریه، بشین رو صندلی
اشک بریز، هر چقدر که بلدی
هر چقدر که بلدی
متن آهنگ آئین به نام بچگی

متن آهنگ میگنا گویا
مشاهده
ایران لیریکال - iranlyrical.ir
لینک کوتاه : http://iranlyrical.ir/?p=8737