Melli · Sarkar Ellieh [Prod. Saeed Dehghan]

متن آهنگ سرکار علیه گویا

[قسمت اول]

دیدنت با پالتوى قرمز همون یبار بود

مات رخسارتم از رنگش بپاش روم

گندمی رو تیره چشمی که نداره مثل

صدایی پُر رعد و برقی با هیبت عشق

چند سالى میشه نبض وجودمی

منع حضورمی شَمّ وجودمی

حالى به حالی ام نمیدونم چمه

افتابم چند فقره ابر پهلوم وله

فرق بغل پشت اون ترمه ى سیاهت

روزنه ى زندگیم اون رُخِ دیوانه

این همه نه شدی آخر چی عایدم شد؟

میگم شاید مرغ آمین برسونه دستت

چشمای تو همون مرزِ

که سالیانی نوح رو کرد گمگشته ی عالم

توى حصر دلت براش حذر ساختى

جواب سربالا شدی حالا منم دوره گَرد

برا عام شدی افسانه ی افسونگر

بتی ساختم با ادیان مقدس هم سوره اس

و ابتدای مُنتهی به انتها ختم تو

والسلام همتای سروده های فروغ بلندی

[همخوان]

سر رو بازو های خیابان

شمعدونی ای در ظلّ بیابان

سرکار عِلّیه کجا میچرخید سُکانت؟

که حیرون، شدم گمگشته ی آفاق

سر رو بازو های خیابان

متن آهنگ شوریده تهم
مشاهده

شمعدونی ای در ظلّ بیابان

سرکار عِلّیه کجا میچرخید سُکانت؟

که حیرون، شدم گمگشته ی آفاق

[قسمت دوم]

خم شدن بلد نبودم حقم شکستن

ایرادم تنها اخلاق گند مثل برده بود

خانم، سه چهار مترى باهات زمین دارم

همونجا که هفته هایی خاطراتم روى پرده بود

ناتمام به اختتام رسید نمایش نامه

ایا واسه غروبى بهتر جمع بندى دارى؟

یا پافشارى هنوزم به دورى و دوستى

عوض کن اسم رمزت رو به خوبى و خوبى

بذار یک شهر بره تو حکومت نظامی

عاشقی بی منطقم و تو دنبال چرایی

و چیزی نمیدونی بیا صلاح من باش

لطفا من رو آغاز کن

سلام… دوباره دیدمت

تو خیالم عِین هروز مى کشیدمت

تا نفس ها جزر بشن طبق عادت موج ها

پس امانی شد آخرین خیابون دنیا

پشت اون کلیسا رو همون سکو که

غمُ غصه هام زیر پام دفن بود

حالا غوغاست اوضاع، برج ها، هفته ها، روزها

[همخوان]

سر رو بازو های خیابان

شمعدونی ای در ظلّ بیابان

سرکار عِلّیه کجا میچرخید سُکانت؟

متن آهنگ من فقط ی خوابم گویا
مشاهده

که حیرون، شدم گمگشته ی آفاق

سر رو بازو های خیابان

شمعدونی ای در ظلّ بیابان

سرکار عِلّیه کجا میچرخید سُکانت؟

که حیرون، شدم گمگشته ی آفاق

[قسمت سوم]

پرستش اعجاز نگاهت

تعصبیِ تو هنر آوازم

رنگزن ها با تیپ زیبا می کشیدنت

سَمبُل اصالتی میون زنها

رفت تار و پودم حق با اون بود و پر کشید

غرورم بانو شد خرجُ وقفِ کی؟

پنج گانه حواسم رو رهن دادم دست کی؟

شدن صرف چی؟ بودی نبضِ کی؟

میگن از هرچی بترسی میادش سرت

همیشه ترس رسیدن به تورو دارم

تو تلخ ترین هرج و مرج زندگیم

بهترین اتفاق شدی نفس و استشمام شدی

صدبارم همین آبستن رو بیام

میبوسم همون شاه راه رو

گزینه استثنام تویی

گزینه استثنام تویی

چی به سرم آورده دنیا

دل در گروِ توام

قاقم یا باغم؟ باغم میگذره

جریان خروشان شعر سپیدم

نا به سامانِ تا دقیقه هام بمیرن

[قسمت پایانی]

مترسک ترین آدمِ او، منم

در مزرعه ی خیالش میون کلاغ ها

متن آهنگ گویا به نام سرکار علیه

ایران لیریکال - iranlyrical.ir
لینک کوتاه : http://iranlyrical.ir/?p=8126