متن آهنگ صحنه ها حازم و ارشیا سایه پوریا

[قسمت اول / حازم]

حالم خرابه داشی میارم بالا خاطراتم

می*م شلوارم عینه بابابزرگ بچه باشم

خنده هامونم وصل شده فراموشی کرده ما ترک

مسئله معلومه مجهوله شعوره که باد زد

میکنم پس رفت صدقه سرم

دمه اونی گرم که اومد و مارو رنگ کرد

عشق ماهم شده نوشتن و پاره کردن

میخوای باهم خوش باشیم

بذار باشه بعدا

میکنم عقده هامو جمع

میدم با گریه بهتون پس

شما کلنگو بیار تو وجودمو بکوبن

این ملکا ماله شما منم یه مهمونم

به مولا حیرون توو شهری که

آدماش دور از عشق بودن

فوت و فن داستانو بلدم ولی راوی نیستم

بمن بگید پسری که از رویاهاش میگذشت

احساس مثه زباله شد تو آشغالا ریختم

روز به روز نفرتمم به خودمم میشه بیشتر

از خدا میپرسم حاجی جایه ما کجاست؟

میگه همون جایی که نفرتو بابات جا گذاشت

دلم سیره حاجی بغضام بوده جایه وعده شام

حالو دادم به داداشم تاکه باشه سر حال

مایه میذارم از روحم با اینکه میدونم کمه داش

تو این دفعه رو حساب کن من خوراکم تعنه هاته

یاد میگیرم از پدربزرگ بدون سرصدا که بهم

میگه پسرکم تا آخرش بچه باش

ماهم پیر شدیم توو جوونی لا این صحنه ها

ماهم پیر شدیم توو جوونی لا این صحنه ها

لا به لای صحنه ها

لا به لای صحنه ها

[قسمت دوم / ارشیا]

نیستم جایی که باشه سر صدا

وقتی همینجوری عادیم بازه مغزه ما

داره سرحساب میشه عمرم با هفته ها

ملت بد نگاه میکنن میدن فاز بد چرا

حاجی

متن آهنگ جاده نوید
مشاهده

کام نمیدن این دردا نکش

شبا میخوابم به امیده اینکه فردا نشه

ندوخته بریده دیگه نخ نمیده خیاطم

نقطه مشترک منو توو این سیارس

اونم میپیچه دور خورشیدو جیم فنگ میشه

پس ناراحت نشو میپیچونم میفهمی که؟

ثانیه میره ارشیا داره پیر تر میشه

ما اونی که رو بازی نمیکردو زیر کردیمش

استخونام باشه یادگارم

بدین به سگا عشق بکننو بشن خایه مالم توله ها

ما که هیچموقع پر نبودیم

ولی خب بکن خالی یه روزی این جای مارم روزگار

حاجی هستم رو به راه خیره نگاه رو به ماه

زوزه هاتو بس کن بکش بیرون از گوش ما

با سیلی سرخه گونه ها

رو دوشمه یه کولبار رو هواس همه چی

با یه فوت ب*ا میره دودمان

انگاری همیشه باید یه حرفی باشه

ببین من رودم ری*ن به ریمو ترجیح داده

ببین‌ لذت تگریا بعد مستیامه

ببین‌ حتی رو تنم جا تنه ی در دیواره

دست میاره از دست میداده

ببین میراث من یه تن ته سیگاره

[قسمت سوم / سایه]

اشتباه بهترین استاد

وقتی هیشکی آدم نیست همه میشن سلطان

باید نوشت قاب گرفت حرفمو

مثه قابه عکسه همین شهیدای گمنام

حرفه کمتر عمله بیشتر

حرص نمیخورم دیگه بخششه بیشتر

رانندگی نمیکنم میرم پیاده راه

با خودم حرف میزنمو راه میرم دیوانه وار

همه جا منو نشون میدن با دست

من زندگیو دادم شدم آغشته خب با رپ

میگن نیما رد داده

سایه شده عوض

راهو رفته غلط

خوابیده رو چمن پارک

پارکا همش تله س

توام بخون رپو در حد

دارم ٢ تا تخم جنم

کل حرفاتون به چپم

کنم اعتیاد و هوس

متن آهنگ اراده کن آرتا و کوروش و خشایار اس آر
مشاهده

رو تخت س*ه با این کلمات

میره بالا تلفات

رپو گرفت سرطان

شاید یه روزى برسم به پیروزى

شاید یه روزى برسم به آزادى

یه پا تووى مرزداران یه پا توى آگاهى

چیزى نمیزنیم ولى همینطورى بالاییم

شاید همینا که قدم و ندارم

من قدرتى بردم و من هیچى ندارمو

شدم لب لب از جرعت پر

میشم با سرعت

مریخى میمونم توو این زمینى که آدماشو کشتن

[قسمت چهارم / پوریا]

از اذان بی نماز تا نماز بی اذان

هیچی نبود لاش می میریم آخرم بی جواب

از این رویایه محال که این شهر بی کلان شه

کلی مونده هنوز کلی پول و مواد

سلامتیت ، سلام

سلامتی نوار آهنگایی که

میذاشتی هی می خوندی برام

رپ میکردم برات

دست میزدی برام

مردی شدم الان

هر چی دارم حراج

از این صدایه پیر تا این لبایه باز

میکروفن و بیت میم ر ز ماست

سه یا چهار به چهار دسته بندی چید

کلی حرف رو ریتم

بالا تر بیار

صدا آشناست واسه مشتیاش

نکردم پر خالیامو دور بگیرم تو جمع

نمیزد بلوف نمیزد تورو

هی میشم بزرگ

هی میشم بزرگ تر

طر نیشه دیگه چشم جلوت

قوی تر برو همین فرمونو

عجلت واسه خاکه داشی

اگه برسیم دوست داری بیش تر رفته باشی

ما ها از رپراشیم

از نسله پاچیده و کلمه هاشیم

همش توو کلمه حاجی

دنبالش پلیس تو شهر بی عقل

دهن لقایی که دروغ بهم میگن

من دنبال زندگیم

توو تشنگی غلت میزنم

بخت میکشم واسه عشقه بی تن

متن آهنگ حازم و ارشیا سایه پوریا به نام صحنه ها

ایران لیریکال - iranlyrical.ir
لینک کوتاه : http://iranlyrical.ir/?p=6774